تبلیغات
مقالات - زندگی نامه بابک صاحب اختیاری
تا اطلاع ثانوی غیرفعال است.

لینکستان

برای تبادل لینک، سایت شما باید حداقل رنک 1 در گوگل داشته باشد.
» Rap-musikal
آپلود سنتر بزرگ فارسی آپ
last-night
خرید کارت شارژ
ابزار برای وب
وطن فوتو
.:: fungozar ::.
اطلاعاتی از کره ها
 

آمار

:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :
 

امكانات

 

نظرسنجی

شما از چه کره ای خوشتان می آید؟






 

 

زندگی نامه بابک صاحب اختیاری

موضوع: مطالب نویسنده:سجاد مظلومی تاریخ:یکشنبه 1 خرداد 1390
 انسان در اطراف خود شاهد پدیده های مختلفی است ، حرفهای زیادی را میشنود ، مسائل زیادی را میبیند ، نیازهای گوناگونی را در خود احساس میکند وبراساس آنها تصمیم میگیرد. روح زیبا دوست انسان همیشه دنبال زیباییهاست وفکر بلند پرواز وگنجاو او به سوی پیشرفت وتکامل وناشناخته ها گام برمیدارد وانسان ذاتا موجودی طالب قدرت است وخود را بسوی قدرت سوق میدهد.دنبال عامل بوجود آورنده این قدرتها بودم ، عالمی ازناشناخته ها ، ذهن کنجکاوم را کنجکاوتر وفکر بلند پروازم را به سوی پیشرفت رهنمون مینود.دربرخورد با پدیده جسم و روان ، تفریح و شادی ، بازی و سرگرمی ، دنبال مفاهیم اساسی تری بودم که دارای ابعاد ناشناخته وتبلوری از قدرت وکمال باشد ، وزیباییهای زیادی هم داشته باشد . مشغول تمرینات ژیمناستیک بودم که جرقه ای جهید ، بافردی آشنا شدم ، او دارا ی استعدادهای ناشناخته فراوانی بود. درافکار بچه گانه ام عملیات هیپنوتیزم ، تله پاتی ، وقدرت فراوانی که وی را شاخص از دیگران مینمود مرا شیفته وفریفته خود وهنرش نمود!عامل بوجود آورنده خواسته هایم را درهنرهای رزمی یافتم! حوالی سال 1359 بودکه توسط مرحوم استاد قاچار به تمرینات کونگ فو توآ پرداختم ، افکارم را آرزوی دستیابی به نیروهای درونی پرکرده بود ، چندسالی که استاد در دسترس بودند تمرینات روحی وجسمی خودرا زیر نظر وی ادامه دادم ولی این سعادت همیشگی نبود ، بعد از وی به علت محدودیتی که در کونگ فو توآ احساس مینودم زیرنظر استاد طباطبایی مشغول به تمرینات کاراته شدم ، استاد کاراته من استاد خوبی بود. وی کاراته را در اردبیل بنیان گذاری کرده بود ولی انگار چیزی کم داشتم ، تمام خواسته هایم را پر نمیکرد مخصوصا در بعد مسائل روحی وروانی وشکوفایی نیروهای درونی دچار رکود شده بودم جذب ورزشهای دیگری از جمله تکواندو ؛ آیکیدو ؛ جیت کاندو ؛ بوكس و كندو شدم ، باز چیزی کم داشتم  ؛ به ناچار دوباره تمرینات کونگ فو تو آ را از سرگرفتم . باعلاقه فراوان مشغول تمرین کونگ فو توآ شدم ، پیشرفت خوبی در كونك فو توآ داشتم و  تجربه خوبی در ورزشهای رزمی كسب كرده بودم  ؛ احساس میکردم حرفی برای گفتن دارم ولی کافی نبود ، سعی کردم هر طور شده به اعماق هنرهای رزمی نفوذ کنم . نزدیکترین شهری که ورزشهای رزمی نسبت به شهر خودم اردبیل از پیشرفت بهتری برخوردار بود شهر تبریز بود که آنروزها مرکز استانی بود که اردبیل نیز جزء شهرهای آن به شمار می آمد ، راهی تبریز شدم با اساتید مختلف آشنا شدم وبه شاگردی استاد محمد رضا پور اصل در آمدم ولی بعد از مدتی وی تغییر سبک داده وبه تکواندو پیوست ومرا به استاد باغی معرفی نمود ، با اساتید دیگری هم در سبکها ی مختلفی  مشغول به تمرین بودم که یکی از اساتیدم استادکریم رضایی بود که سبک حیوانات را به نام سبک جوتورا آموزش میداد . هفته ای دو روز را در تبریز میگذراندم البته با توجه به علاقه جدی که به ترویج وارائه این هنر داشتم کلاس کونگ فو توآ را با یاری همراه دیرینم آقای رحیم آقا محمدی در اردبیل دایر نموده بودم .ما علاوه برمربیگری وکلاس داری ساعتهای زیادی از روز را در هوای آزاد مشغول تمرینات رزمی بودیم. هر روز دنیایی از حرکات جدید درمقابل ما خود نمایی میکرد، با استاد فرزانگان آشنا شدیم مدتی تن به شاگردی این استاد سختگیر وفوق العاده ماهر دادیم به علت وفور گوناگون هنرهای رزمی که فراگرفته بودیم مشغول ابداع سبکی به نام ( ره نبرد) شدیم ، سبک ره نبرد تلفیقی از فراگرفته هایمان در سبکهای مختلف بود ، نقاط قدرتمند تکنیکهای کارا و حرکات برتر سبکها را با هم تلفیق میدادیم ، با افرادی که از لحاظ علمی در سطح بالاتر از ما بودند به مشورت میپرداختیم و در نهایت این فنون ها بعنوان فنی از سبک ره نبرد ثبت میشد در این راه دوست عزیر و رزمكار زبده شهرم استاد ستار دمغانی مرا همراهی می كرد ولی بعلت مشكلات فراوانی که پیش رو داشتیم مخصوصا عدم وجود فرهنگ ورزشهای رزمی در شهرمان وبرخوردهایی که در جهت ممانعت از تمرین وگسترش ورزشهای رزمی مخصوصا ورزشهایی که ریشه در حرکات چینی داشته باشند باعث شد این سبک بلافاصله بعد از تولد دفن گردد. جالب است بدانید كه بارها و بارها باشگاه كونك فو ما هم تعطیل شد ولی با سماجت و جدیت مقابل هر مشكلی می ایستادیم. انسان موجودیست که دوست دارد همیشه به سوی تکامل گام بردارد ، به هر دری زدم تا توسط کتاب ابر نیروی چی و آشنایی با استاد صمد ولیزاده ، عشق وصف ناپذیری نسبت به ورزش کونگ فوی چینی مخصوصا سبک تای چی چوان تمام وجودم را پرکرد. چندین سال بود که دنبال مطالب نایافتنی میگشتم وحالا احساس میکردم که بدستش آوردم.زیبایی تکنیکها ، روح تلاشگری رابه این هنر زیبا میبخشیدوزیبایی خاصی را پدید می آورد، از احساس زیبایی که تماشای این حرکات درمن بوجود آورد جذب آن شدم ، فرمهای زیبایی از شکل حرکات انسانی که فراگرفته از نقاط قوت حیوانات و تفکر عالی آدمی بود را به نمایش میگذاشت ، مبارزه زیبا وقوی وحرکات سلاح سرد و... آدمی را شیفته ومبهوت میکرد.برای گذراندن کلاس کونگ فو توآ هفته ای دو الی سه بار وهر بار چهار ساعت راه رفت وچهار ساعت راه برگشت وهزینه های مختلفی را که برایم خیلی سنگین بود را تحمل میکردم . دیگر آقای محمودی آذر کارمند مسافرخانه ای واقع درمیدان ساعت تبریز در روزهای مقرر برایم اتاق خالی نگه میداشت مثل اینکه به باشگاهی درشهر خودم میروم ، سعی میکردم از هیچ کلاس وتمرینی غیبت نداشته باشم واگر روزی نمیتوانستم سرتمرینات حاظرشوم باید تنبیه جلسه بعد را به جان میخریدم حتی پول اتاق مسافرخانه و شهریه باشكاه را نیز میپرداختم ! البته بعضی اوقات اساتید بخاطر دوری راهم برایم ارفاق قائل میشدند ولی حالا اندیشه ای نو و نیرویی فوق العاده و وصف ناپذیر اشتیاق مرا به حضور در کلاس بیشتر کرده بود سالها بود رزمی کارمیکردم وخود را درحد یک مربی که صدها شاگرد ونمایندگان زیادی در شهرهای دیگر داشت میدیدم ولی با مشاهده تمرینات ووشو و تکنیکهای زیبای آن باهمه تعصبی که نسبت به کونگ فو توآ داشتم جذب کونگ فوی چینی شدم .اصالت در ورزشهای رزمی اصیل هر بیننده ای را جذب خود می كند ولی متاسفانه مثل خیلی چیزهای دیگر رفته رفته به باد فراموشی سپرده می شود .  كتاب پشت پرده هنرهای رزمی حاصل عذاب وجدانهایی است كه از دست رفتن اصالتها در من ایجاد كرده و مرا مجبور به تالیف كتاب فوق نمود. هنرهایی که برپایه انسانیت تکیه میکنند برای خود عرفانی دارند معنویتی وصف ناپذیر که شاگردی برای یاد گرفتن تكنیكی از استاد شب زیر بارش برف تا صبح منتظر می ماند تا مورد پذیرش استاد قرار گیرد ، هنر جویی که عاشقانه مقابل استادش احترام گذاشته و او را از ته دل دوست دارد و استادی که آموخته هایش را صادقانه در اختیار شاگرد قرار میدهد. برای من موهبتی الهی به شمار می آمد وغیر قابل باور بود که در همان لحظات اول وبدون هیچ مشکلی به کلاس ووشو زیرنظر استادی بزرگ چون استاد صمد ولیزاده راه پیدا کردم . پارک معروف ائل گولی تبریز که مدت مدیدی بود میزبان من ومحل تمرین حرکات فرا گرفته ام بود اینبار حرکات جدیدی را از میهمانش مشاهده میکرد . با همرزمانی که مرا یاری میکردند مثل آقای محمد توکلی که از رزمی کاران زبده بحساب می آمد ودوست بسیار خوبم آقای مهدی چالیک (میثاقی) که وی نیز مثل من از راه دوری چون سلماس برای تمرینات می آمد . مشتاقانه به تمرین حرکات ووشو میپرداختیم . سال 65 بود که من در کلاس خود تغییر سبکم را از کونگ فو توآ به کونگ فوی چینی اعلام نمودم . با این كه پیشرفت فوق العاده من در كونك فو توآ و كسب شالبند سبزم در آن زمان «كه بالاترین درجه توآ به حساب می آمد » تغییر سبكم را غیر معقول و غیر منطقی  به نظر می آورد و باعث تعجب عده كثیری شدهبود ولی من این كار را با تمام سختیش انجام دادم .  راهها برای گسترش ورزشهایی همچو کونگ فو و ووشو بسته بود . هر روز با بهانه خاصی برای جلوگیری از ادامه تمرین به باشگاه می آمدند. آقای اکبر زینی زاده حداقل ماهی یکبار به ما اخطار میداد که باشگاه را ببندیم مسئول محترم تربیت بدنی وقت مرحوم آقای سید حاتمی بعلت ناشناخته بودن ووشو در اردبیل به ما اجازه فعالیت رسمی نمیداد وقتی مکاتبات گذشته خود وجوابهایی راکه دریافت میکردم وسختگیری هایی را که در راه گسترش ورزش رزمی در استان متحمل میشدم بیاد می آورم با وجود اینکه تمرینات واقعا سختی را در ورزشهای رزمی پشت سر گذاشته ام ولی سختیهایی که درتمرینات متحمل شده ام هیچگاه به اندازه سختیهایی که برای رفع مشکلات ورزشهای رزمی در استان متحمل شده ام نیست . پس از رسمیت یافتن ووشو وتشکیل انجمن ووشو در ایران با توجه به استاندارد بودن سبکهای تای چی چوان - چانگ چوان - ونانچوان ازبین دیگر سبکهای ووشو بنده نیز سبکهای فوق را برگزیدم وبا شرکت دربرنامه های کشوری انجمن ووشو که بعدها باطی طریق طولانی به فدراسیون مستقل تبدیل شد، موفق به گذراندن دوره های علمی وعملی وشرکت در آزمونهای مربیگری و داوری گردیده و کانون مركزی ووشو استان اردبیل را بطور رسمی تاسیس نمودم که با تاسیس کانون فوق فعالیت ووشو در شهرهای مختلف استان اردبیل وهمچنین استانهای دیگر زیر نظر این کانون بطور رسمی گسترش یافت ، در مصاحبه ای که در هفته نامه آینده ویژه نامه هنر رزمی ووشو انجام دادم درآن تارخ 18 باشگاه زیر نظر این کانون بطور رسمی فعالیت خود را شروع کرده بودند واکنون به شکر خدا باشگاه های بسیاری درسبکهای مختلف ووشو در سطح استان مشغول فعالیت است وروز به روز بر تعداد مربیان ، باشگاهها وهنرجویان افزوده میشود ولی ووشو استان اردبیل هنوز هم راههای نرفته زیادی پیش رو دارد . 


برچسب ها: