تبلیغات
مقالات - موانع موجود در راه رسیدن به اهداف خود
تا اطلاع ثانوی غیرفعال است.

لینکستان

برای تبادل لینک، سایت شما باید حداقل رنک 1 در گوگل داشته باشد.
» Rap-musikal
آپلود سنتر بزرگ فارسی آپ
last-night
خرید کارت شارژ
ابزار برای وب
وطن فوتو
.:: fungozar ::.
اطلاعاتی از کره ها
 

آمار

:: تعداد مطالب :
:: تعداد نویسندگان :
:: آخرین بروز رسانی :
:: بازدید امروز :
:: بازدید دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: بازدید کل :
:: آخرین بازدید :
 

امكانات

 

نظرسنجی

شما از چه کره ای خوشتان می آید؟






 

 

موانع موجود در راه رسیدن به اهداف خود

موضوع: مطالب نویسنده:سجاد مظلومی تاریخ:شنبه 28 آبان 1390
یکی از بارزترین خصوصیات ما انسان ها این است که: هر یک از ما، در نقطه ای از زمان، با مسئله ای که ممکن است هزاران نفر دیگر با آن برخورد کرده باشد، روبرو شویم.

این امر در مورد تلاش کردن برای رسیدن به اهداف فردی نیز صدق می کند. به هر حال این امکان وجود دارد که موانع بسیار زیادی بر سر راه شما برای رسیدن به موفقیت وجود داشته باشد اما باید مطمئن باشید که در هر یک از این موارد، روش ها و تکنیک هایی برای فائق آمدن و رسیدن به موفقیت وجود دارد؛ چرا که در گذشته تعداد بسیار زیادی از انسان های دیگر با آنها مواجه شده و بر آنها فائق آمده اند. به همین دلیل شما می توانید از شکست ها و پیروز های افراد دیگر درس بگیرید. زمانی که ما از موانع رایج و متداول بر سر راه رسیدن به اهداف و آرمان های زندگی صحبت می کنیم، باید از هر گونه تصور شخصی که امکان پدید آمدن برای هیچ کس دیگر را ندارد، فاکتور بگیریم. به جای آن باید سعی کنیم تا اطلاعاتی را در مورد عکس العمل های پویاتر یاد بگیریم و ببینیم که چگونه میتوانیم آنها را در زندگی خود به کار بندیم.

احساس در هم شکستگی

گاهی اوقات این احساس به شما دست می دهد که اهداف و آرزوهایتان آنقدر از شما دور هستند که هیچ گاه قادر نخواهید بود به آنها دست پیدا کنید. زمانی که یک چنین شرایطی برایتان بوجود می آید، شما عمیقاً در فکر فرو می روید، و تمام آرزوها و آمالتان در هم شکسته می شوند. واکنشی که بیشتر افراد در یک چنین شرایطی از خود نشان می دهند، چیزی نیست جز تسلیم شدن در برابر شرایط.

راه حل: موانع معدودی بر سر راه رسیدن به هدف وجود دارند که اگر بخواهیم آنها را دسته بندی کنیم باید این حس را در گروه جزئی ترین موانع بگنجانیم. این احساس عموماً به این دلیل ایجاد می شود که شما نمی دانید از کجا باید شروع کنید؛ که به سبب بی ارادگی و نداشتن طرح و برنامه مناسب ایجاد می شود. هیچ گونه راه حل جادویی برای این مطلب وجود ندارد. فقط باید بنشینید، لیستی از تمام کارهایی که باید انجام دهید، تهیه کنید، و بعد هم شروع کنید به انجام دادن آنها. به هر تقدیر در حال حاضر در عصر تکنولوژی هستیم و اصلاً درست نیست که شما یک چنین مسئله ای را بهانه کنید که نمی دانید از کجا باید شروع کنید و چه کارهایی را باید انجام دهید. اساساً موانع بزرگتری در کمین نشسته اند. اگر شما نتوانید این مورد پیش پا افتاده را از میان بردارید، در دردسر بزرگی گیر خواهید کرد.

فقدان سازماندهی و برنامه ریزی

مجدداً باید اشاره کنم که این مانع نیز مانند مورد قبلی از جمله مسائل پیش پا افتاده محسوب می شود. به عنوان مثال اگر کسی از شما پرسید که: "چرا دو مرتبه تحصیلاتت را ادامه نمی دهی تا بتوانی مدرک بگیری؟" و شما در پاسخ به او جواب داید: "هنوز نتوانسته ام برنامه هایم را سازماندهی کنم" نباید از او انتظار داشته باشید که شما را درک کرده و کمکتان کند.

راه حل: نداشتن برنامه ریزی و عدم توانایی در سازماندهی امور به موجب عادات بد موجود در زندگی ایجاد می شود. عادت های بد، یک شبه بوجود نمی آیند، به همین دلیل نباید انتظار داشته باشید که یک شبه هم از میان بروند. به هر حال این مورد مسئله ای است که نیازمند زمان می باشد. اگر عادت ندارید که تمام کارهای را سر موقع خود انجام دهید و عموماً از انجام دادن کارهای کوچک شانه خالی می کنید، باید تلاش کنید که زمانبندی خود را فشرده تر کرده و روی ساعت کارهایتان را انجام دهید. به جای اینکه دائماً شکایت کنید که: "خدای من چقدر ساعت ها و لحظات زود می گذرند" به خودتان بگویید: "خوب باید بنشینم و تمام کارهایی را که باید انجام دهم روی کاغذ بنویسم" و یا "پیش از اینکه هر کاری انجام دهم، ابتدا باید این کار نیمه تمام خود را به پایان برسانم". عادات نامناسب خود را با نگاهی موشکافانه بیاید و سپس با بهره گیری از یک برنامه متناسب آنرا از زندگی خود حذف کنید.

کمبود مهارت

شاید گاهی اوقات ملزم به انجام کاری باشید که نیازمند بهرمندی از تکنیک و مهارت های خاصی باشد. اگر قادر به انجام آن نباشید، معمولاً در ناامیدی فرو رفته و قدری احساس ناکارامدی و عدم توانایی لازم در انجام امور مختلف به شما دست خواهد داد. این امر به عنوان یک مانع محسوب شده و حس ناکامی شدیدی را در شما بوجود می آور و باعث می شود که به طور کلی از آرزوهایتان دست بکشید.

راه حل: در گام اول باید به خاطر داشته باشید که اگر احساس می کنید که دانش کافی برای انجام کاری راندارید، نباید ناراحت شده و احساس ناکامی و ناامیدی در وجودتان مستولی شود. در گذشته در یک چنین شرایطی مردم به کتابخانه ها مراجعه می کردند، اما اکنون با پیشرفت تکنولوژی می توانید سری به اینترنت بزنید و ازمراجع بسیار زیادی که در اختیارتان قرار گرفته بهرمند شوید. مانند زمانی که ماشین خود را به یک تعمیرگاه می برید و از تعمیرگاه درخواست می کنید تا مشکل خودروی شما را رفع کند، میتوانید سوال خود را به راحتی تایپ کنید و از هزاران گزینه موجود که برای کمک به شما در دسترس می باشند، کمک بگیرید. جمع آوری اطلاعات و افزایش دانش در زمینه ای که در کارهای خود به آن نیاز پیدا خواهید کرد در وهله اول اعتماد به نفستان را افزایش داده و سپس روند فائق آمدن شما به این مانع در راه رسیدن به اهدافتان را نیز تسریع می بخشد.

تردید نسبت به توانایی های فردی

شک کردن به توانایی های فردی مسئله ای است که به هر حال در زندگی هر انسانی رخ خواهد داد. شاید تنها گروهی از انسانهایی که از این مطلب رنج نمی برند ناپلئونیک الفاها هستند که اصلاً تصور نمی کنند که یک چنین حسی وجود دارد و انسان ها دارای محدودیت هایی نیز هستند.

راه حل: در اکثر توصیه ها اینطور بیان شده که در زمان بروز یک چنین شرایطی باید به کسی مراجعه کنید که به شما ایمان داشته باشد و بتواند توانایی هایتان  را در ذهنتان مجسم کرده و به مشا اعتماد به نفس بدهد. همانطور که مشاهده می کنیددر تیتر آمده تردید و شک داشتن "فردی"، پس برای غلبه بر آن باید از درون خودتان شروع کنید. در غیراینصورت مثل این است که بر روی یک سوراخی که در هر لحظه در حال گسترده تر شدن است یک تکه آدامس چسبانده باشید، با این کار تنها برای مدت زمان کوتاهی می توانید جلوی نشت آب را بگیرید. زمانی که خودتان را در اوج شک و تردید می یابید، باید از آن شک به عنوان دست مایه ای برای رسیدن به هدف خود استفاده کنید. واقعاً معنی این عبارت چیست: "من شاید آنقدر ها هم به این هدف نیاز نداشته باشم." گاهی اوقات هم این شک و تردید ها بسیار مفید بوده و شما را به درجه یقین نائل می سازند و به منزله ی یک محرک خوب برای رساندن شما به موفقیت به شمار خواهند رفت.

ترس از شکست

از نظر روانشناسی این یک حس کاملاً طبیعی است، البته در حد نرمال؛ به هرحال همه افراد شکست را در اندازه ها و حد و حدود مختلفی در زندگی خود تجربه کرده اند. گاهی اوقات ممکن است به دلیل خطاهای محاسباتی، اشتباهات ذهنی، خطاهای سهوی، ایجاد شوند و گاهی هم اطلاً ربطی به نحوه ی انجام دادن کارها توسط شما ندارند. به عنوان مثال اگر شما یک هنرمند باشید اما در روز مصاحبه آن قسمتی را که از پیش بر روی آن تمرین کرده اید را از شما نپرسند، آیا اسم این مورد را شکست میگذرید؟

راه حل: این یک تصور غلط است که بگوییم هیچ کس دوست ندارد شکست بخورد. بد نیست زندگی نامه افرادی مانند آلبرت انیشتن و توماس ادیوسن را بخوانید. آیا فکر میکنید که این افراد عاشق شکست خوردن بودند؟ آیا عمداً شکست می خوردند؟ آیا مازوخیست شکست داشتند؟ البته که نه! اما به هر حال آنقدر شکست می خوردند تا به این نتیجه برسند که راههایی را که انتخاب کرده بودند، اشتباه بوده و به این نتیجه برسند که راه درست کدام است. جیمز جویس خطاها و اشتباهات ما را به "راهروی اکتشاف" تشبیه کرده است. بنابراین از اشتباهاتتان درس بگیرید و از آنها نترسید.

ترس از موفقیت

بر اساس اظهارات مربی اسلوب زندگی "تی کان" این ترس زمانی بوجود می آید که شما چیز جدیدی را بوجود آورده و در زندگی خود تغیر بسیار عظیمی را قائل می شوید. در این حالت به جایی می رسید که میتواند تغییر شگرفی را در آینده ی زندگی خود ایجاد کند. او معتقد است که بیشتر افراد در راه پیدا کردن راهی هستند که هر طور شده بتوانند راهی را پیدا کنند که به واسطه آن شکست هایی را در گذشته بر آنها متحمل شده است را جبران نمایند، و هیچ گاه به این فکر نیستند که موقعیت هایی را که ممکن است در آینده برایشان بوجود بیایید را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند. این فاکتور نا معلوم خود می تواند به منزله نوعی منبع ترس در آینده محسوب شود.

راه حل: ترس از موفیت خود می تواند به عنوان نوی مانع فردی بر سر راه هر گونه تغییری محسوب شده و اعتماد به نفس فرد را تا حد بسیار زیادی کاهش دهد. از خودتان بپرسید که چه چیز خاصی در زندگیتان وجود دارد که با آنکه شما را ازاهدافتان دورمی کند، باز هم دوست دارید همانطور باقی بماند و تغییر نکند؟ به عبارت یگر از خودتان بپرسید برای چه به آن چسبیده اید؛ باید این توانایی را داشته باشید که شکست را در آغوش بگیرید. برای رسیدن به موفقیت باید به خودتان اجازه دهید که شکست را به بستر خود عوت کرده و با آن هم آغوش شوید.

عدم وجود حس الزام و اضطرار

نمونه ی بارز این مورد را می توان با مثالی در مورد ورزشکاران المپیک پی گرفت. تشکیلات برگزاری مراسم المپیک هیچ گاه یک مسابقه را کنسل نمی کنند تنها به این دلیل که یکی از ورزشکاران احساس نمی کند که ضرورتی دارد در ساعتی خاص، در یک مسابقه شرکت کند. بیشتر ما از مهلت های فیکس خوشمان نمی آید. گاهی اوقات برخی از افراد هستند که مهلت های سریع الوقوعی را برای خود درست می کنند و از سوی دیگر افراد دیگری نیزهستند که برای خوشان هیچ گونه محدودیت زمانی قائل نمی شوند. به هر حال اگر هیچ مهلت پایانی وجود نداشته باشد، افرادتنبل و بی انگیزه شده و هیچ گاه گامی به جلوبر نمی دارند.

راه حل: اولین راه حل موثر ترین شیوه است: پل ها را بسوزانید و تمام جلیقه های نجات را از میان برارید. اگر هدف برایتان اهمیت داشته باشد، دیگر نیازی به چتر نجات ایمنی نخواهید داشت. اجازه دهید صادق باشیم؛ به عنوان مثال اجازه دهید بگوییم که شاید شما دلتان بخواهد هنرمند موسیقی شوید، اما اگر هیچ گاه برای رسیدن به هدفتان تلاش نکنید آنوقت در حالی که بنای ساختمان شده اید، باید احساس کنید که از استعدادهایتان در مسیر درست استفاده نکرده اید. شاید علاقه ای به انجام این کار نداشه باشید، اما التزام های موجود در زندگی شما را مجبور می کنند که انجامشان دهید.

اگر حس الزام به انجام امور را زنده نگه ندارید، با این کار هم حس اضطرار از بین میرود و در وهله ی بعد هم آرزوهایتان پایمال خواهند شد.

غلبه بر موانع

نهایتاً باید گفت که هیچگونه افتخاری بدون تقبل ریسک بوجود نخواهد آمد. در ادامه ی مثال بالا باید اظهار داشت که برای فائق آمدن به موانع موجود بر سر راه شما و اهدافتان باید به طور کاملاً قاطعانه به خودتان بگویید: "یا در موسیقی موفق می شوم یا شکست می خورم" چرا که حس شما باید این باشد: ترجیح می دهم در رسیدن به آرزوهایم شکست بخورم تا در رسیدن به چیزهایی که نمی خواهم موفق شوم.




برچسب ها: